رفتار من انگار تقارن بسته بانگاه سرد تو!
چقدسخت شدلحظه ای که حجاب هاکناررفت تنهاشدم کناراحساسم توی دادگاه منطق توبه چه جرمی محکوم شدم ؟ باورم نیست اینجاکه هستم خیال یاحقیقت محض شایدهم خوابی که کابوس . دارم حرف می زنم اماانگارکسی صدای منو نمیشنوه توداری دورمیشی یامن گم شدم این تونیستی این قدسخت شدن به تونمیاداین منم آره چقدآشناست رفتارت چون درست شبیه رفتار منه انگار تقارن بسته لفظ من بانگاه سرد تو!دارم میرم اما هنوز نمیدونم آخرش کجاست و مقصدم کجاست تنها چیزی که میدونم اینکه تو کنارم نیستی چقد سردم چقد راه مونده تا تو تا رسیدن به اوج دل تونکنه راه رو اشتباه رفتم که هرچی می دوم نمیرسم ، حتی زمان هم بامن غریبه شده دارم زیر این همه سختی لح میشم وباز هم از چشمانم کمک میخوام چقد به نگاهم بدهکارم به جای دیدن خنده تومحکوم شده که فقط سکوت توروتاب بیاره !من توی بازی تکراری گل یاپوچ روزگار دست پوچ پوچ پوچ نسیبم شد..........................
xaviandbaran
این وبلاگ برای باور توازمنه منی که می خوام باسکوتم فریاد کنم که توبعدخدا تنهاامیدمن هستی!