گاهی چنان به تنهای خاطراتم نفوذ میکنی که یادم می رودتویک خیالی هستی که هرگزبه تونمیرسم ............................................

شاید خیلی دیره باشه بگم اما دلم میخواد داد بزنم بی ترس شنیده شدن داد بزنم و بگم که بی تو تنهایه تنهاام!

بیا برگرد برای توجمله تکرای اما برای من امیدی بی پایان که توتنهایی آغوش گرفتمش که برمیگردی............................................ 

xaviandbaran