سلام خدای خوبم 

گاهی حس میکنم توگذاشتن مهره هات اشتباه کردی امابعدباخودم میگم بایدکنارنبایدکه معنی میده وفاکناربی وفایی که معنی میده مثل گرم کنارسرد،شب کنارروزخدایابه عشاقت صبوری بده انقدکه وقتی نگاهشون به نگاهمون گره خورد زبونشون چرخید گفتن برویا نمیخوام کمرعشاقت نشکنه نمیدونم خدایاتوهم که عاشق مایی ومابی وفاتوهم میشکنی یاصبوری میکنی؟مهربون نشدم شایدبلدنیستم شایدیادم ندادی که وقتی میشکنم ودوباربلندمیشم فقط به توروکنم خسته نیستم اماگیج شدم حس های بامنه که داره دیونه ام میکنه داره نابودم میکنه هیچ وقت دلم نمیخواست ایمانم سست بشه چون یقین داشتم ودارم که برمیگرده امایه بزرگی میگه منتظربودن حماقت محض به مثل اینکه روی صندلی داروایسادی نه میتونی بیای پایین نه میتونی خودت خلاص کنی  امامن بهت میگم که خودت خلاص کن ودوباره زاده شوقوی محکم مبارزه کن تردیددارم کاش بشه به عقب برگشت یابه سرعت نوربه آینده رفت تاسلام آغازرونتیجه اش روببینی!خدایاکجای نزدیک ترازر گ گردن به ماوایسادی نگاه میکنی دیگه سکوت نکن بیابهم کمک کن کمکم کن خدا!!!!!!!!

 

 یامبسمایحاکی درجامن اللالی  **** یارب چه درخورآمدگردش خط هلالی

حالی خیال وصلت خوش میدهدفرببم **** تاخودچه نقش بازداین صورت خیالی

دل رفت ودیده خون شدتن خست وجان برون شد  **** فی العشق معجبات یاتین بالتوالی

می ده که گرچه گشتم نامه سیاه عالم   ****  نومیدکی توان بودازلطف لایزالی

ساقی بیارجامی وزخلوتم برون کن  ****  تادربدربگردم قلاش ولاابالی

ازچارچیزمگذرگرعاقلی وزیرک  **** امن وشراب بی غش معشوق وجای خالی

دلبربه عشق بازی خونم حالال دانست    **** فتوی فقیه چونست ای زمره موالی

چون نیست نقش دوران درهیچ حال ثابت **** حافظ مکن شکایت تامی خودریم حالی

 

 

xaviandbaran