به نام او..........

سلام عشقم دیشب دوباره به اوج خیال  رفتم به همون جای که دیگه هیچ دردی ازفاصله بین مانیست به همون رویای کلبه آرامش جای که منو توروتاابدبرای هم نگه میداره همون جای که ماقرارباهم تجربه کنیم لمس کنیم عشق تن به تن رومفهوم نگاه تودروجودمن و من هم دروجودتوغرق رویا بدون دغدغه حس خطا توروتوآغوش پراززخم خودم جامیدم تاتومرحمی برای زخم های من باشی امشب شب تصویرعشق درون توتن به اوج رسیدبه همون جای که خداهم خودش به ماحق میده که باهم باشیم بدون فاصله هم دیگه روتداعی بکنیم یادگاری داشته باشیم که اگه یه وقتی اومدفصل خزون جدای یادمون باشه که یه روزی پراز حس تنهای به کنارهم فراخونده شدیم تاجای که شدیم رویای هم برای صبوری کردن برای احساس نگاه تازه به عشق. من خوشحالم که توباایمانت همسفره این راه پرپیچ وخم عشق من شدی ای کاش میشدفاصله هاصدای بی توبودن روتوگوش توفریادمیکردن طوری که توهم حس کنی که بدون من نمیتونی البته اینجاخودخواهی کردم من دلم میخوادتوهمیشه موفق باشی تامن حس کنم که تاوان سخت باتوبودن رودرست انتخاب کردم بیاتاابدکنارکلبه عشق چراغ راه ره گم کرده ها بتابیم مثل باران برای همه یکسان بباریم.. ..

 

 xaviandbaran