نه این باردیگه اشکال ازعینک هم نیست دیگه باپاک کردن هم درست نمیشه وهمچنان تارتارجلوی چشمانم تیروتارهمش لحظه رفتنت انتهای نگاهم روبه جاده تداعی میکنه امادیگه امیدی ندارم واس نگاهم. بایدقبول کنم نگاهم پیرشده ازبس به جاده چشم دوخته امامن به خودم وبه دلت قول دادم که تاآخرنفس کشیدن هم کناراین جاده منتظرت باشم توهم هروقت خواستی بیااماقول نمیدم که تااون وقت بتونی باروح آدماهاارتباط برقرارکنی !

 

 

xaviandbaran