یه کم زوده بخوام قضاوت کنم که عوض شدی ، به خودم میگم شایدداریم دوره ای ازباهم بودن رونفس می کشیم که فاصله عین آغوش ، دوستت ندارم گفتن ها، مثل دوستت دارم .....................................................................................

شایداین جوری حس بودنت تاابدتوی ذهنم مثل سلام اولت جابگیره ،هروقت دلم تنگ میشه وشروع به ورق زدن لحظه های باتوبودن می کنم همه باورم اینه که توهم مثل من دل تنگ اون روزهای!نمی دونم داره باورم میشه یاخودموگول میزنم هرچی که هست هنوزم توی دلم توخونه داری وهربارباهرسلامت اوج میگیرم حتی اگه توبال وپرم نشی بازپریدن توهوای تورودوست دارم گاهی غم نبودنت وباپررنگ کردن لحظه های بودنت به باورعقلم میرسونم که بتونم سرپامنتظرت باشم که باورت نمیشه نبودنت کمرخم شده منوشکسته .ای خداخودت میدونی وهمین منوبسه !

 

 

xaviandbaran