خسته ام
خسته
ام باورم بشه یانشه دارم کم می یارم ازتموم باورهای خودم خسته ام ازنگاه خشک توی آینه ازبغض قدیمی توی گلوازخونی که تورگ هام جاری ازتپش قلبم از آه کشیدنهاخسته ازسکوت برای باورتوازخودم خسته ام ومی خوام ازته دل دادبزنم:آهای کسی میشنو..............................................
آهای غریبه ......................................................
آهای نگاه پشت قاب ........................................................
آهای باتوام نگاه سردتوآینه چرابازم داری میباری بااین اشک هااین دل آروم نمیشه!
آهای اونی که بالانشستی دارم آتیش میگیرم دارم میسوزم آه خداجون دارم میسوزم!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ساعت 18:17 توسط باران
|
این وبلاگ برای باور توازمنه منی که می خوام باسکوتم فریاد کنم که توبعدخدا تنهاامیدمن هستی!