سکوت کردم که باورکنی نه اینکه منومحکوم به فراموشی کنی ..

چقدسخت قضاوت کرد زمان بین مامن همه چی روبانشانه هاش به یادداشتم ونگه داشتم ولی به برای اینکه به رخ بکشم فراموشی توروبرای اینکه به خودم وعشق ثابت کنم که بدست آوردن توهدف من ودلم نبود مابه خوشحالی توخوشحال بودیم اماافسوس که قضاوت تو همه خاطرات منوبه مرزنابودی کشیدخداجون بریدم دیگه صبرنکن دیگه صبورنباش بیادیگه بریدم..................

xaviandbaran